خرید بک لینک
به سراغ من اگر مي آييد،

پشت هيچستانم.

پشت هيچستان جايي است.

پشت هيچستان رگ هاي هوا، پر قاصدهايي است

كه خبر مي آرند، از گل واشده ی دورترين بوته خاک.

روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظريفی ست که صبح

به سر تپه ی معراج شقايق رفتند.

پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:

تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،

زنگ باران به صدا مي آيد.

آدم اين جا تنهاست

و در اين تنهايی، سايه نارونی تا ابديت جاری ست.

به سراغ من اگر مي آييد،

نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد

چينی نازک تنهايي من!

برچسب: نویسنده: غزل کاظمیان تاريخ: جمعه 16 شهريور 1397 ساعت: 2:31

صفحه بندی